مصطفى النوراني الاردبيلي
147
دائرة المعارف بزرگ طب اسلامى ( فارسى )
افزاينده است . منبت آن زير اشجار متراكم و جاهاى نمناك و مستعمل بيخ آن است قوت آن تا چهار سال باقى مىماند . گرم و خشك در اول است و جالينوس گرم و تر گفته است . آن مقوى اعضا و مسخن و دافع برودت آنها و قاطع و مقوى حرارت غريزى ، بدن ، پشت ، كمر ، معده ، جگر ، امعاء ، كليه و آلات منى و مسخن آنها است . « 1 » شقاقل ، بيخ زردك بيابانى است . در دوم گرم و تا حدى رطوبت دارد . ملين است و مربايش همقوت مرباى هويج ، شهوتانگيز است ، بوزيدان را مىتوان به جاى شقاقل به كار برد . « 1 » شقاقل مصدع و مضر اشتها است و مصلحش عسل و مرباى او با عسل است ، آن مقوى ارواح و قوى و قدر شربتش تا پنج درهم و بدلش در تقويت باه به وزن او حب الصنوبر و بوزيدان است . « 2 » تخم آن را دوقو گويند . آن را از سمرقند به اطراف برند و به هندى آن را كيركاكول گويند . قوت شهوانى زيادت كند ، شكم را نرم گرداند . « 3 » بيخ يك بوته خاردار است ، برگ آن مانند سرو ريزدار مثل نخهاى ابريشم است . داخل زمين هر بوته تقريبا تا صد عدد بيخ دارد . « 4 » حاج زين العطار آن را مثل گالن گفته است و از مصر آورده مىشود و در آنجا اين را شقاقل و شيرزه مىگويند . بعضى مىگويند كه اين عين شقاقل است و بعضى مثل آن مىگويند و جانب ديگر Caucalis Daucoides را در انگليسى Hens Claw مىگويند كه مشابهت به اسم عربى عروق البيض دارد . براى تفصيل بيشتر بوزيدان در موقع Tanae Etum مراجعه شود . يك نوع ديگر شقاقل كه در هند ديده شده رنگ قهوهاى خفيف است مانند خولنجان مىماند . ذائقه آن
--> ( 1 ) - محيط اعظم ، ج 2 ، ص 124 . ( 1 ) - قانون در طب ، ص 313 . ( 2 ) - تحفه حكيم ، ص 166 . ( 3 ) - ترجمه صيدنه ، ج 1 ، ص 420 . ( 4 ) - لاثانه لغات الادويه ، ص 137 .